۳/۰۵/۱۳۸۴

آزادی

آزادی...!
آزادی همان تنديسی بود
که سر از خاک بيرون می آورد
و تو در آن لحظه چه معصومانه می نگريستی
به دست هايی که می خواستند
يک باره همه ی آسمان را در آغوش بگيرند

۲/۳۱/۱۳۸۴

...!

چه مهربانانه نظر می کنی

بر من
در آقتابی که نیمروز را به شکستن می کشد
و چه تنها می گذاریم
وقتی که باران
تنهاییم را
افسوس می خورد.

Newer Posts Older Posts